بسم رب الزهرا
اول ذيحجه سالروز ازدواج خجسته و مبارك امير مومنان حضرت علي (عليه السلام) و بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) مي باشد. سالروز اين ازدواج مبارك را كه سبب نزول بركات و رحمت الهي براي جهانيان در طول تاريخ شده است را به فرزند برومندشان حضرت امام عصر(عج) و به شيعيان و عشاق اميرالمومنين و حضرت زهرا(عليهما السلام) تبريك و تهنيت عرض مي نمائيم.
در اينجا سعي كرديم خلاصه اي از چگونگي اين وصلت حقيقتاً مبارك را براي شما دوستان عزيز، ذكر كنيم. انشالله كه مورد استفاده محبين آقا امير المومنين قرار گيرد.
ازدواج نور با نور
زهراي اطهر(سلام الله عليها) به سن بلوغ ظاهري رسيد،اگر چه بلوغ در فاطمه مفهوم نداشت زيرا خلقت نوري زهرا كه هزاران سال قبل از خلقت عالم و آدم بود و كمال حقيقي را داشت ، ديگر رشد و بلوغ اينجا معنا نداشت ، و حتي خلقت جسمي فاطمه (ع) نيز چنين بود. مگر نه اين است كه تصحيح و تكميل عقيده و اصول دين پس از بلوغ هر انسان الزامي است و قبل از بلوغ در توان يك كودك نيست و لااقل الزامي نيست. شهادتين كه اساس عقيده و ريشه اصول دين است، فاطمه (ع) در لحظات اول تولد بر زبان جاري كرد مگر كسي در رحم مادر سخن گفته ، ولي فاطمه صديقه (ع) در رحم با مادرش مانوس بود و او را دلداري مي داد و با او سخن مي گفت. بهر حال در روزهاي اول نه سالگي سيدة النساء خواستگارانش به حضور پيامبر (ع) شرفياب شدند كه از جمله آنان ابوبكر و عمر بود، و اگر كساني هم نيامدند، در خود اين لياقت و جرات را نميديدند كه به خواستگاري خاتون كبريا و انسيه حورا بروند.
پيامبر اكرم (ص) به همه آنان با جمله "امر فاطمه با خدا است" جواب منفي داد.حالا خواستگار حقيقي و همتا و كفو فاطمه(ع) به خواستگاري آمده ولي از حجب و حيا روي سخن گفتن ندارد. پس از پرسش پيامبر اكرم خواسته اش را اظهار كرد،و جواب مثبت شنيد، چون كفو فاطمه (ع) بود، و جبرئيل هم از طرف خدا خبر داده بود، كه اگر علي (ع) را نيافريده بودم، براي فاطمه از آدم و هركه بعد از آدم است ،تا روز قيامت كفوي نبود.
وقتي پيامبر(ص) خواستگاري علي را به فاطمه مطرح كرد فاطمه(ع) سكوت كرد. پيامبر (ص) برخاست و گفت: (الله اكبر، سكوت فاطمه به معناي رضاي اوست.) مراسم خواستگاري به پايان رسيد، و عقد ازدواج قبل از آنكه در مسجد رسول الله (ص) خوانده شود، در آسمانها از طرف پروردگار بوسيله فرشتگان خوانده شد، و برنامه زفاف و عروسي برقرار شد.
حالا، سيدة النساء، عروس نه ساله را به خانه امير المومنين (ع) مي برند. نه اينكه اين عروسي با عروسيهاي ديگر مزايايي دارد ، بلكه اصلا سنخيت ندارد. عروسي كه براي تجليلش خاتم مرسلين در پيشاپيش او ، و جبرئيل در طرف راست و ميكائيل در طرف چپ، و هفتاد هزار فرشته در پشت سر او حركت مي كنند، و آن شب را تا صبح تسبيح و تقديس خدا مي كنند، و عقدش را فرشتگان خدا در عالم بالا مي خوانند،و نثار عروس به وسيله درخت طوبي در بهشت درّ و ياقوت و برات آزادي دوستان حضرت از آتش است، چگونه مي شود با عروسي بشر عادي قياس شود.
از مراسم شگفت اين ازدواج و عروسي ،جهازيه اين عروس است كه كه خاطره و گفتن و شنيدنش گريه آور و خنده آور است.در اينجا تعدادي از آنها زكر مي شود:
جهزيه اي كه خريداري شد عبارت بود از :
1- پيراهن براي فاطمه هفت درهم
2- قطيفه مشكي خيبري
3- تختي بافته از ليف خرما
4- دو عدد تشك مصري ،داخل يكي از ليف خرماو ديگري از پشم گوسفند
5- چهار عدد بالش طائفي كه از نوعي گياه پر شده بود
6- آسياب دستي
7- ظرف مسي براي خضاب
8- دو كوزه سفالين
9- حصير هجري
10- مشك آب و چند وسيله ساده ديگر.
راستي وقتي اثاث خانه دختر خدا و پيامبر (ص) را ظرفهاي گلي و پوستي و فرش و رختخوابش را حصير و ليف خرما تشكيل مي دهد،انسان متحير مي شود نمي داند به اين خوشحال شود و بخندد يا گريه كند.حالا اين لوازم ساده به خانه علي (ع) منتقل شده ، و منتظر زفاف و انتقال عروس از خانه پدر ، به خانه همسر است. زهرا (ع) دامنش به زمين كشيده مي شد و از شدت حيا عرق مي ريخت.
وقتي كه فاطمه مقابل رسول الله ايستاد، حضرت پرده از صورت فاطمه (ع) كنار زد و علي (ع) جمال همسرش را ديد. آنگاه پيامبر(ص) دست فاطمه(ع) را گرفت و بر كف علي نهاد و فرمود: دختر رسول الله بر تو مبارك باشد، يا علي فاطمه همسر خوبي است.
مراسم زفاف و عروسي به پايان رسيد، و اين ازدواج به بركت دعاي پيامبر (ص) آن چنان با بركت و با ميمنت شد كه فرزندان بسيار از نسل آنان بوجود آمد ، كه خير و بركاتش شرق و غرب عالم را پر كرد. از اين وصلت با سه فرزند پسر امام حسن و امام حسين و حضرت محسن(ع) و دو دختر زينب و ام كلثوم (ع) بر جهانيان منت گذاشتند، و همه اين بركات در نه سال همسري علي و فاطمه (ع) بود و بسيار جاي تاسف است كه زهراي اطهر را در جواني كشتند وگرنه عالم از بركات زهرا (ع) بيش ازاين برخوردار مي شد.

شعر زير گوياي چگونگي برگزار شدن اين عروسي استثنائي مي باشد:
امشب خدا لطف نهان خود هويدا مي كند
امشب تفاخر فرش بس بر عرش اعلا مي كند
امشب دوتا را جفت هم، از صنع، يكتا مي كند
يعني علي ماهِ رخِ زهرا تماشا مي كند
با چشم دل در صورت او، سِير معنا مي كند
امشب حسد بر خاكيان، بي حد برند افلاكيان
خندان چمن، رقصان دمن، خوشدل زمين، خرم زمان
*****************
اهل ولايت شادمان، خرد و كلان و جزء وكل
در دست اسرافيل بين، صورش شده ساز و دُهُل
امضا ز ختم المرسلين، گيرندگان، خيل رسل
هركس كه آيد همرهش ني دست گل، يك باغ گل
در آمد و شد اوليا، در رفت و امد انبيا
اي غصه، اي غم برو، اي شوق اي شادي بيا
*****************
از بهر اين ساعات زمان لحظه شماري كرده است
وزبهر اين وصلت زمين نابردباري كرده است
چشم فلك شب تا سحر اختر شماري كرده است
ايوب دهر از شوق امشب، بي قراري كرده است
دست خدا، وجه خدا را خواستگاري كرده است
امشب علي، آن عدل كل بر عقل كل داماد شد
شاگرد ممتاز نبي، داماد بر استاد شد
*****************
خوان كرم مخلوق را دعوت به مهماني كند
صد نعمت از رحمت خدا بر خلق ارزاني كند
وز طور، موسي آمده تا آنكه درباني كند
آيد خليل، آرد ذبيح خود كه قرباني كند
يوسف گرفته مجمر و اسپند گرداني كند
كروبيان در هلهله، قدوسيان در همهمه
عيسي، به دنبال علي، مريم كنار فاطمه
*****************
عقد علي و فاطمه در آسمانها بسته شد
در آسمانها بسته شد در كهكشانها بسته شد
زين نرگس و سوسن، دگر چشم و زبانها بسته شد
راه يقيقن باز شد، پاي گمانها بسته شد
بازاريان حُسن را، دگر دكانها بسته شد
خورشيد و ماه آسمان، آيينه گرداني كنند
چون در زمين، خورشيد و ماهي نور افشاني كنند
*****************
بزمي كه حق آراسته الحق تماشائي بُوَد
جبرئيل مامورست و فكر مجلس آرائي بود
ميكال از عرش آمده، گرم پذيرائي بود
چشم كواكب خيره گر از چرخ مينائي بود
در شهر يثرب لاجرم خوش گرد هم آئي بود
خيل ملك از عرش، سوي فرش، فرش آورده اند
بهر جلوس انبيا پرهاي خود گسترده اند
*****************
امشب علي در خانه خود شمع محفل مي بَرَد
كشتي عصمت ناخدا را سوي ساحل مي برد
مشكل گشاي عالمي، حل مسائل مي برد
انسان كامل را ببين، با خود مكمل مي برد
هم آن به اين دل مي دهد، هم اين از آن دل مي برد
با نغمه جادوئي اش، داوود مداحي مي كند
با خامه ماني كي توان اين نقش را طراحي كند
*********
*********
حق دو عمو زاده را بهم چو پيوند داد
به خاتم المرسلين خاطر خرسند داد
عروس را رونما، داماد، لبخند داد
بر اين دو، يكتا خدا، چهار لبخند داد
و زپسر دومين، امام، پنج و چهار داد
*****************
علي اميد ذبيح، آمر تيغ خليل
مدرس انبيا، معلم جبرئيل
مهلك فرعونيان، منجي موسي به نيل
خضر اگر گم شود، به خضر گردد دليل
جز احمد و جز احد بر همه آموزگار
*****************
عروس داماد بين هردو شده يكدله
اين عم و بنت عم هر دو، زيك سلسله
هردو به راه صفا، پيشرو قافله
ز سجده هر كدام فخر كنان كردگار
*****************
شرط عبادات، اين، قبولي طاعات، او
متن روايات، اين، معني آيات، او
رمز اشارات، اين، راز عبارات، او
پير خرابات، اين، مادر سادات، او
همه به هم آيينه اند، همه به هم آيينه دار
*****************
جهيزيه اين عروس، عشق و وفا و صفاست
فروغ چشمان او چراغ ام القراست
ريشه اي از چادرش حبل متين خداست
دختر خير البشر باشد و خير النساست
فخريه كائنات بدو كند افتخار
*****************
خوش آمدي اي به حق كوثر قران من
قلب من و روح من، نبض من و جان من
بتاب بر كلبه ام اي مه تابان من
منه قدم بر زمين، بنه به چشمان من
چيست سزاوار تو مگر كنم جان، نثار
(اشعار از شاعر توانمند اهل بيت آقاي حاج علي انساني)