|
هیئت عاشقان ولایت دل نوشته های هیئتی ها پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384 :: :: نویسنده : عاشقان ولایت
فرا رسیدن خجسته میلاد با سعادت مولود کعبه، فخر ارض و سماء حضرت امام علی (علیه السلام) را به آقایمان امام عصر(عج) و به رهبرعزیزمان حضرت امام خامنه ای و بر شیعیان و محبان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می نمائیم. در این قسمت چند روایت در مورد فضائل امیر المومنین به طور خلاصه از کتاب شریف (اسرار آل محمد) نقل می کنیم. دوستان بزرگوار برای مطالعه و استفاده بیشتر به این کتاب مراجعه فرمایند. مفاخر امير المومنين(ع) سليم مي گويد: ابوذر و مقداد برايم نقل كردند و سپس از علي شنيدم، آنان مي گفتند: مردي بر علي بن ابيطالب فخر نمود. پيامبر به علي فرمود: اي علي تو بر همه عرب فخر كن، كه تو از نظر پسر، عمو، پدر و برادر از همه بزرگوارتر هستي. تو خودت و نسبت و همسرت و فرزندانت و عمويت از همه بزرگوارتريد. تو در تقديم جان و مالت از همه بالاتر، و در بردباري از همه كاملتر، و در اسلام از همه پيشتر و از نظر علم از همه بيشتر هستي. تو كتاب خدا را ازهمه بهتر قرائت مي كني و سنن خدا را بهتر از همه مي داني. قلب تو در برخورد روز جنگ از همه شجاعتر، و دست تو بخشنده تر است. در دنيا از همه زاهد تر و در تلاش و كوشش از همه شديدتر و در اخلاق از همه نيكو تر و در زبان از همه راستگوتري، و محبوبترين مردم نزد خدا و من هستي.
باغ امير المومنين در بهشت سليم مي گويد: امير المومنين(ع) برايم حديث نمود و فرمود: در يكي از راه هاي مدينه همراه پيامبر را مي رفتيم، تا اينكه به باغي رسيديم. عرض كردم: يا رسول الله چه باغ زيبائي است! فرمود:« چه زيباست ولي براي تو در بهشت زيباتر از اين است» به باغ ديگري رسيديم. عرض كردم: يا رسوال الله چه باغ زيبائي است! فرمود:« چه زيباست ولي براي تو در بهشت زيباتر از اين است». تا اينكه از هفت باغ گذشتيم. و در هر كدام من عرض كردم: يا رسول الله چه زيباست! و حضرت مي فرمود:« براي تو در بهشت زيباتر از اين است.» وقتي راه خلوت شد، پيامبر مرا در آغوش گرفت و در حاليكه گريه مي كرد فرمود:(پدرم فداي تنهاي شهيد) عرض كردم يا رسول الله چرا گريه مي كني؟ فرمود: از كينه هاي كه در دل اقوامي است كه آنرا برايت ظاهر نمي كنند مگر بعد از من، و آن كينه هاي بدر و خونهاي احد است.عرض كردم: آيا دينم در آن هنگام سلامت خواهد بود فرمود: دينت در سلامت خواهد بود. يا علي، بشارت باد تو را كه زندگي و مرگ تو با من است، و تو برادر و جانشين من هستي. تو انتخاب شده من و وزيرم و وارثم و ادا كننده از جانب من هستي. تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسي هستي، و تو از هارون اسوه و روش خوبي خواهي داشت آن هنگام كه كه قومش او را ضعيف شمردند و نزديك بود او را بكشند. پس بر ظلم قريش و اتحادشان در مقابلت صبر كن، چرا كه تو همچون هارون نسبت به موسي و پيروانش هستي و آنان همچون گوساله و پيروانش هستند.
علي ريشه كن كننده فتنه ها ابان از سليم بن قيس چنين نقل مي كند: اميرالمومنين بر فراز منبر قرار گرفت و فرمود: اي مردم ، من آن كس هستم كه چشم فتنه ها را از جا كندم و كسي جز من جرات آنرا نداشت. به خدا قسم اگر من ميان شما نبودم با اهل جمل و اهل صفين و نهروان مقابله نمي شد. به خدا قسم اگر نبود ترس از اينكه فقط سخن بگوئيد. و عمل را رها كنيد به شما خبر مي دادم از آنچه خداوند بر زبان پيامبرش مقدر كرده براي آنانكه با بصيرت در گمراهي آنان و با معرفت به هدايتي كه ما بر آن هستيم با ايشان بجنگد. سپس فرمود :درباره هر چه مي خواهيد از من بپرسيد قبل از اينكه مرا نيابيد. به خدا قسم من به راههاي آسمان از راههاي زمين آگاهترم. من راهنماي و بزرگ مومنان و اولين نفر از سابقين و امام متقين و خاتم جانشينان و وارث پيامبران و خليفه رب العالمين هستم. من جزا دهنده مردم در روز قيامت و قسمت كننده از طرف خداوند بين اهل بهشت و آتش خدا هستم.
فضايل اختصاصي اميرالمومنين
پيامبر در آخرين لحظات عمر شريفشان به حضرت زهرا(س) فرمودند:علي بن ابيطالب هشت دندان برنده و شكافنده دارد و مناقبي دارد كه هيچ يك از مردم ندارند: ايمان الو به خدا و رسولش قبل از هر كسي، كه احدي از امتم در اين باره از او سبقت نگرفته است. علم او به كتاب خدا و سنتم كه احدي از امتم به جز همسرت همه علم مرا نمي داند، چرا كه خدا علمي را به من آموخته كه غير از من و او آنرا نمي داند و به ملائكه و پيامبرانش هم نياموخته و فقط به من آموخته، و مرا امر كرده كه به علي بياموزم و من اين كار را انجام دادم. بنابراين هيچ كس همه فهم و علم و حكمت مرا بطور كامل غير علي نمي داند. ديگر اينكه تو اي دخترم همسر او هستي، و دو پسرش حسن و حسين نوه هاي من هستند و آنها دو سبط امتم هستند. و امر به معروف و نهي از منكر او، و اينكه خداوند به او حكمت و حل و فصل بين حق و باطل را آموخنه است. سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384 :: :: نویسنده : عاشقان ولایت
نگاه کردن به دریا یکی از کارهای پسندیده در دین مبین اسلام است. دریا همیشه مظهر پاکی و بزرگی بوده هست. تا به حال فکر کرده اید که چرا دریا نشانه پاکی ، صداقت، بزرگی و... است؟ اگر در کیفیت دریا فکر کرده باشید، متوجه می شوید، که دریا هیچ مرداری را به خود نمی پذیرد. یعنی هرگونه ناخالصی و پلیدی را از خود می راند و آن را خیلی زود از خود دفع می کنید. شاید تا به حال دیده یا شنیده باشید اگر انسان یا حیوانی در دریا بمیرد، جسد و مردار آن انسان یا حیوان پس از چند ساعت یا چند روز به ساحل باز می گردد. و این یعنی پاک و خالص بودن دریا... در روایات آمده است که مومن شباهت زیادی به دریا دارد. دریا همیشه موج می زند و هرگز آرام نمی گیرد. چرا که اگر لحظه ای آرام بگیرد به مرداب تبدیل می شود. با همین موج زدن هاست که همه بدی ها و پلیدی ها را از خود دور می کند. مومن نیز همین گونه است. مومن هیچ گاه آرام نمی گیرد. همیشه دلش برای خدا و کسب رضای او می تپد. دریا با موج زدن های همیشگی خود زشتی ها را از خود دفع می کند. مومن هم با نماز خواندن های هر روزه ، با قرآن و دعا خواندن های هر روزه و با ذکر گفتن ها و با یاد و برای خدا بودن ها ، اجازه رسوخ گناهان را به وجود خود نمی دهد و اگر لحظه ای غفلت کرد و به گناهی آلوده شد، با انجام دادن حسنات که در واقع همان موج های مومن هستند خود را پاک می کند.که اگر مومن لحظه ای آرام بگیرد و از یاد خدا غافل شود قلب او آرام آرام به مردابی تبدیل خواهد شد. اما دریا ویژگی مهمتری هم دارد. همین دریائی که همیشه موج های کوتاه می زند و با موجهای خود به انسانها آرامش می بخشد، هر از چند گاهی طوفان به پا می کند. وقتی دریا طوفان به پا کرد ارتفاع موج های آن به چند متر می رسد و با همین طوفان هاست که همه مردارها و ناخالصی هائی که با موجهای ساده و همیشگی خود نمی توانست خود را از آن ها پاک کند، محو کند.وقتی دریا طوفان می کند، در طول مدت طوفان همه را از خود می راند و برای چند ساعت با خود خلوت می کند. و همه مردارها و پلیدی هائی را که شکل پاکی را از دریا گرفته بودند، را از خود دور می کند. موج زدن کار همیشگی دریا ست ولی طوفان نه، طوفان فقط زمانی اتفاق می افتد که دریا احساس خطر کند. خطر ناخالص شدن، خطر زشت شدن، خطر دریا نشدن....... گفتیم که مومن شبیه دریاست. همانطور که مومن با اعمال روزانه خود در واقع موج میزند. هر از چند گاهی هم نیاز به طوفان دارد، تا آن بدی ها و گناهانی را که در قلب او ریشه کرده اند و دیگر با موج زدن های او از بین نمی روند، از وجود مومن محو شوند. همانطور که دریا هر وقت احساس نیاز کند ، طوفان به پا می کند و ساعاتی را با خود خلوت می کند، مومن نیز باید اینگونه باشد و روی اعمال و زندگی خود یک بازنگری داشته باشد. و ریشه همه معاصی و گناهان حتی کوچک را از وجود خود بخشکاند. و اما یکی از بزرگترین مصادیق طوفان در مومن ، اعتکاف می باشد. مومن سالی سه روز از همه چیز و همه کس دور می شود. سه روز به خود و وجود خود فکر می کند. و در این سه روز همه کاستی ها و ناملایمات روحی خود را بررسی می کند. در واقع اعتکاف یک برنامه فشرده خودسازی می باشد. این سه روز، طوفان مومن است. همانطور که دریا بعد از طوفان ، دیگر هیچ مردار و بدی ندارد ( و اگر غیر این بود، اصلا طوفانی صورت نگرفته.) مومن هم باید بعد از اعتکاف هیچ بدی و زشتی در وجود او نباشد و ریشه همه گناهان را در وجود خود سوزانده باشد. باید رابطه خود را با خدا اصلاح کرده باشد. باید توبه کرده باشد و در یک کلام باید با خدا رفیق شده باشد. ایام اعتکاف در پیش است بیائیم به خود بفهمانیم که ما هم می توانیم طوفان کنیم، ما هم می توانیم با خدا رفیق شویم.
سیزدهم، چهادهم و پانزدهم رجب هر سال ایام البیض یا اعتکاف نام دارد، که در این سه روز (که قبل از اذان صبح روز سیزدهم شروع و تا هنگام اذان مغرب روز پانزدهم ادامه دارد.) مومنین به مساجد شهر خود می روند و روزها را به روزه و شبها را با عبادت و... می گذرانند. اعتکاف احکام خاص خود را دارد، از جمله اینکه اعتکاف حتما باید در مسجد صورت گیرد و روزه از شرط های اعتکاف است و ... که برای آشنائی بیشتر با احکام آن به افراد ذی صلاح رجوع فرمائید. قابل توجه اینکه مراسم اعتکاف امسال در بیش از700 مسجد در سطح کشور صورت می گیرد. درباره وبلاگ ![]() آرشیو وبلاگ پیوندها |
||